آثار تاريخی و باستانی

صفحه ی اصلی آثــار تاریخی و باستانی مشاهیر ایران طبیعت و حیات وحش آلبوم تـصـاویــــــــر


 

دژ بابک

 

بذ يا قلعه جمهور معروف به قلعه بابك در ارتفاعات شهرستان زیبا و توریستی کلیبر و در بلنداهاي باختري شعبه‌اي از رود بزرگ ارس قرار دارد. كليبر خود يكي از شهرستان‌هاي آذربايجان شرقي است كه به علت واقع شدن در ناحيه كوهستاني و وجود درختان زياد و آب روان ناشي از چشمه‌سارهاي كوهستاني، بسيار زيباست.

بناي جمهور مركب از قلعه و دژي است بر فراز قله‌ي كوهستاني، با ‌كمابيش 2300 تا 2700 متر بلندا از سطح دريا. و اطراف قلعه را دره‌هاي ژرفي با عمق 400 تا 600 متر فرا گرفته‌ است و تنها از يك سو راهي باريك و سخت براي دسترسي به اين قلعه وجود دارد.

راه كليبر به قلعه با اين‌كه از 3كيلومتر تجاوز نمي‌كند ولي بسيار دشوار است و به هنگام گذر،بايداز گردنه‌ها و گذرهاي خطرناكي عبور كرد.دژ بابک 

راه ورود به قلعه گذري است از سنگ‌هاي منظم طبيعي كه راه عبور يك نفر است، معبر در فاصله‌ي 200 متري دروازه‌ي قلعه و در برابر آن قرار دارد. دو برج در طرفين دروازه قرار دارد كه جايگاه دژبانان بود. يكي مخروطي و ديگري مدور از سنگ‌هاي تراشيده با ملاط ساروج كه در بلندي آن‌ها، دژبانان به تمام جوانب قلعه اشراف دارند براي ورود به قصر قلعه، از راهي باريك تا كمابيش يكصد متر ارتفاع از صخره بايد صعود كرد. در چهار سوي بنا، چهار برج ديده‌باني به صورت نيمه استوانه ساخته شده است كه جايگاه دژبانان و ديده‌بانان بود كه هر جنبنده‌اي را تا كيلومترها از فراز دره‌ها و كوهپايه‌ها زير نظر مي‌داشتند.

براي نفوذ به داخل، تنها راه ورود، دروازه اصلي است. و از كوهستان امكان وارد شدن به قلعه وجود ندارد.

با گذر از دروازه‌ي ورودي و پشت سر گذاشتن بارو، جهت رسيدن به دژ اصلي، بايد از گذرگاهي باريك كه حدود 100 متر فراز را به همراه دارد گذشت، تا به داخل ورودي قلعه رسيد. مسيري سخت كه از يك سو به دره است با جنگل‌هاي تنك و ژرفايي حدود 400 متر كه به تيغه و ديواره تا قعر دره ادامه دارد.

پس از صعود، براي ورود به دژ اصلي از مدخلي ديگر با پلكان‌هايي نامنظم بايد گذشت. بناي دژ دو طبقه و و در پاره‌اي جاها سه طبقه مي‌باشد. در طرفين مدخل دو ستون مشخص است كه پس از تالار اصلي است كه 7 اتاق در اطراف آن قرار دارند كه به تالار مركزي راه دارند. در قسمت شرقي دژ تاسيسات مركبي از اطاق و آب‌انبارها ساخته شده است. محوطه‌ي داخلي آن به‌وسيله‌ي نوعي ساروج غير قابل نفوذ گرديده بود كه به هنگام زمستان از آب و برف پر مي‌شد و آب مورد نياز دژنشينان را تامين مي‌كرد.

 

دژ بابک  

            

در سمت شمال غربي دژ، پله‌هايي سرتاسري وجود دارد كه اكنون ويران شده است و بخش‌هايي از آن از خاك بيرون مانده است و تنها راه صعود به بخش‌هاي مرتفع‌تر بناست كه محوطه وسيعي است و احتمالا جايگاه سربازان بوده كه از آن‌جا به همه چيز و همه‌جا تسلط كامل داشته‌اند. از همين‌جا بوده است كه بابك خرم‌دين آن دلاور بي‌نظير به مدت 22 سال لشكريان سه خليفه ستمگر و انسان‌كش عرب، يعني هارون‌الرشيد، مامون و معتصم را معطل كرده و شكست داده بود.

از آثار معماري و روش چفت و بست سنگ‌ها و ملات ساروج و اندود ديوارها، از نوعي گچ و خاك، مي‌توان به يقين اظهار داشت كه ساختمان اين دژ و قلعه در روزگار اشكانيان و يا شايد ساسانيان ساخته شده است.

بدين ترتيب مي‌توان گفت قلعه جمهور از دوران قديم محكم و استوار بر بلندپايه‌ترين قله‌هاي آذربايجان خودنمايي مي‌كرده و هنوز به عنوان جايگاه بابك خرم‌دين و يكي از نمونه‌هاي استقامت و پايداري آذربایجانیان و ايرانيان برابر عرب‌ها و جزو بزرگ‌ترين  نمونه‌هاي معماري ايران محسوب مي‌شود.

بابك خرم‌دين مرد اصيل آذربایجانی، شيرمردي كه 22 سال در برابر تجاوز ننگين اعراب به خاك ميهن، مردانه مقاومت و ايستادگي كرد و در نهايت با نيرنگ از پا درآمد. او راه يعقوب ليث را پيمود.

بابك در سر سوداي عظمت دوباره ايران را داشت. با كشته شدن او، پيروانش در سراسر ايران، مبارزه با سلطه‌ي اعراب را پي گرفتند.

به بهانه‌ي سالگرد تولد او در تير ماه كه يادآور يكي از حماسه‌هاي تاريخي ايرانيان توسط بابك خرم‌دين است، در قلعه بابك در كليبر هر ساله مراسمي برپا مي‌گردد. در اين مراسم از سراسر ايران مردم حضور دارند و نمي‌توان مدعي شد كه گروهي خاص در آن شركت داشته‌اند. آري بابك خرم‌دين متعلق به همه‌ي ايرانيان است.

 

 



بر فراز ، قلعه ی ضحاک

در 3 کیلومتری ایستگاه خراسانک و بر فراز کوهساری که تونل مستقیم و طویل دو کیلومتری راه آهن مراغه به میانه از آن می گذرد بقایای ساختمان مفصل و سنگ و گچی به چشم می خورد که به قلعه ضحاک معروف است. عده ای از باستانشناسان بنای این قلعه را متعلق به دوره ی مادها می دانند که بعد ها نیز در دوران هخامنشی، اشکانی ، ساسانی مورد استفاده قرار گرفته و در دوره های اسلامی به صورت دژ و سیخ بزرگی درآمده است آنچه امروزه بیش از هر چیزی جلب توجه می کند چهار طاق زیبایی از عهد ساسانی است. دو طرف باز این بنا در لب پرتگاهی در کنار دره قرار دارد ابعاد چهار طاقی که به شکل مربع و به ابعاد متر و با پایه هایی به ضلع متر می باشد.که دارای سقفی با پوشش ضربی است.

 به گفته ی برخی از باستانشناسان بر خلاف طاقهای دیگر دوره ی ساسانی از این چهار طاق به عنوان افروختن آتش استفاده نمی شد. بلکه به عنوان برج دیده بانی که مشرف به دره ها و دشتهای اطراف بوده است به کار می رفت و مصالح این قلعه به خصوص چهار طاقهای آن از آجرهای بزرگ سرخ رنگ می باشد که مانند بسیاری از بناهای دوره ی ساسانی آجرهای آن به صورت افقی و قائم روی هم قرار گرفته است. بقایای دیواره های سنگی و گچی قلعه ی ضحاک ظاهرا" از دوران ما قبل اسلام است و احتمال می رود در قرون 3و4 تعمیرات و الحاقاتی در آن صورت گرفته شده است معهذا این بنا تا قبل از اسلام و تا دوره اسماعیلیه مورد استفاده قرار گرفته است. 

 



گنبـد جبليـه

در منتهی الیه شرقی کرمان گنبد بزرگ و عجیبی از سنگ و گچ بنا گردیده که دست تطاول روزگار در تخریب آن کوتاه آمده است . این گنبد هشت ضلعی تماما از سنگ است و عرض پی آن نیز در پایه به 3 متر می رسد.در هشت طرف آن هشت در بعرض 2متر قرار گرفته که اخیرا برای مستحکم ساختن بنا و جلوگیری از تخریب آن درگاهها را با سنگ مسدود کرده اند و فقط یکی را باز گذاشته اند . قسمت بالای گنبد از آجر ساخته شده است و معلوم نیست که آیا روی گنبد کاشی بوده یانه؟

در داخل گنبد ظاهرا گچ بری ها و تزئین کاریهایی وجود داشته که قسمت بالا ریخته و قسمت پائین را تخریب کرده اند . از تاریخ بنا و منظور از ساختمان این گنبد مطلبی ذکر نشده سر پرسی سایکس در کتاب هشت سال در ایران می نویسد : از قبرستان که رد می شوید یک ساختمان هشت ظلعی سنگی خواهید دید که گنبدی به شکل دو هلال برآن قرار گرفته و قطر داخل آن 18 فوت و هر طرفی نیز 18 فوت و نوک آن اجری و منتهی الیه آن دایره می باشد . این محل را جبلیه می نامند و تنها .ساختمان سنگی کرمان همین گنبد جبلیه است.

ایرانیان معتقدند که این محل مقبره یکی از زرتشتیان بوده و برخی نیز عقیده دارند که مزار سید محمد تباشیری است .ولی نسبت اخیر را در بعضی نقاط تکذیب می کنند . بدیهی است در زمانی که این قبرستان را ویران کرده اند سنگ این مقبره را برداشته اند و برای نمایی بکار برده اند برخی این گنبد را متعلقبه سلجوقیان می دانند . ولی این ادعا درست نیست . "جبلی " تحریف یافته کلمه " گبری " است و برطبق قواعد اشتقاقهای فارسی " گ " به "ج" بدل شده است قدمت این گنبد را از این کلمه که آن را گنبد "گبر " نیز گفته اند می توان حدس زد که شاید مربوط به پیش از اسلام باشد و از بناهای زرتشتی و گبری است گرچه استیل آن با استیل .آتشکده تطابق ندارد
از سبک معماری آن نیز استنباط می شود بنای مذکور مربوط به اواخر دوره ساسانی می باشد که اوائل اسلام تعمیر و مرمت شده است و یا اینکه در اوائل اسلام با .الهام از معماری ساسانی بنا گردیده است

گنبد جبلیه

 



مسجد کبود

تاریخچه

مسجد جهانشاه يا مسجد كبود (گوي مسجيد) از آثار ابوالمظفر جهانشاه بن قرا يوسف از سلسله تركمانان قراقويونلو مي باشد كه در870 هجري به همت و نظارت  جان بيگم خاتون،زن جهانشاه بن قرايوسف قره قويونلو ،پايان يافته است.

در كتابهاي تاريخي،اين بناي باشكوه را «عمارت مظفريه»خوانده اند كه مورد توجه ابو المظفر يعقوب بهادر خان قرار گرفت.در اين روزگار تبريز در نهايت آباداني و رونق بود.در نيمه اول قرن يازدهم هجري،كاتب چلبي و اوليا چلبي جهانگردان ترك عثماني و در نيمه دوم همين قرن،تاورنيه و شاردون جهانگردان فرانسوي از اين مسجد ديدن كرده بودند.كاتب چلبي در تاريخ جهان نما مي نويسد:«درگاه مسجد جهانشاه بلند تر از طاق كسري است.بنايي عالي است كه با كاشيهاي زيبا آراسته شده،گنبد هاي بلندي دارد....جامع دل انگيزي است كه هر كس داخل شود دلش اجازه بيرون شدن را نميدهد.ليكن شيعيان غالب‍ااز رفتن بدان مسجد خودداري ميكنند.اين بنا با كاشيهاي زيبا آراسته شده،گنبدهاي بلندي دارد و همه در وديوار آن با كاشيهاي رنگارنگ زينت يافته است»

مادام ديولافوا جهانگرد فرانسوي مي نويسد:«شهر تبريز ابنيه قديمي زيادي ندارد اما آنچه باقي مانده شايان توجه است بهترين نمونه آن مسجد كبود است كه در قرن 15 ميلادي در زمان جهانشاه قره قويونلوها ساخته شده است.متاسفانه گنبد اين بناي بي نظير به واسطه زلزله خراب شده و قسمتي از ديوارها را نيز با خود فرو ريخته است.اين مسجد حياط بزرگي داشته كه در اطراف آن طاق نماهاي جالب توجهي بوده و در مركز آن حوض بزرگي براي وضو گرفتن وجود داشته است«

انگيزه ايجاد اين مسجد را به خاطر علاقه جهانشاه قراقويونلو به مذهب شيعه ياد كرده و مي نويسد: «اين شخص دوستدار خاندان نبوت و عصمت و طهارت بوده است.در تمام كاشيكاريهاي بي نظيرش،عبارت(علي ولي الله)و اسامي مقدس حسينين سلام الله عليها به اشكال مختلف ،زينت بخش ديوارها بوده است.سنگفرش كف اين بنا بسيار باشكوه و خوش منظره بوده كه هنوز هم آسيب نديده است.درب ورودي مسجد به دهليز يا كفشكن باز مي شود.مسجد مركزي بزرگ در جنوب دهليز واقع شده است  .اين مسجد به شكل مربع و طول هر ضلع آن شانزده ونيم متر است. گنبد فيروزه گون بزرگ و بسيار معروف مسجد كبود در بالاي اين قسمت قرار داشت.اين گنبد بود كه مسجد را به فيروزه اسلام مشهور ساخته بود.متاسفانه پس اززلزله وحشتناك تبريز به سال 1192 هجري،تمام سقف مسجد فرو ريخته و خس و خاشاك فراواني چون پوشاكي ستبر روي آنها را فرا گرفته و مرمر محراب بي نظير آن از وسط شكسته و به روي خاك افتاده بود.»

در صحن و محل عمارات ضميمه مسجد كبود،دبستان جهانشاه و موزه آذربايجان بر پاست كه در سال 1337 ساخته شده و اكنون يكي از مراكز ديدني و تاريخي تبريز مي باشد. موزه مشروطيت مهمترين قسمت موزه ی آذربایجان است.

 مسجد کبود

  معماری مسجد

نماي روبروي مسجد با سردرب كاشيكاري شده،شكوه و جلال بخصوصي دارد.مصالح بنا آجري است.سنگهاي ساختماني نادري در آن به كاررفته است.از بقاياي مسجد معلوم مي شود كه آجرها با گچ بند كشي شده است.صحن مربع شكل،حوضي براي وضو،شبستانهاي اطراف براي درس و همچنين پناهگاه مستمندان،مسجد را تشكيل مي دادند.در قسمت جلوي صحن و رو به قبله،بناي اصلي مسجد به پا شده كه محوطه اي محصور،پوشيده ومربع شكل است.فاصله پايه هاي سقف ضربي آن ، 12 متر است كه بر روي چهار پايه يك محوطه مربع شكل قرار دارد.بالاي اين بنا گنبدي قرار داشت كه از آجر ساخته شده بود ، كه ريخته است.تزيينات دل انگيز و زيباي متنوع به داخل مسجد اختصاص دارد.كف مسجد كاشيهاي براق داشت . شبستان بزرگ محاط به رواق هاي به هم پيوسته است و از سه سو با طاقنماهايي به رواقهاي اطراف خود ارتباط دارد . اين شبستان با سقفي ضربي پوشيده شده است كه قطر دهانه آن 17 متر است . تنها خصوصيت جالب اين گنبد ساخت آن برروي چهارپايه مربعي است كه اين مربع خود به خود به تقارن و تجانس در درون مسجد مي انجامد لذا عظمت و زيبايي مسجد را كه طي قرون مختلف به نامهاي مختلف خوانده شده است بايد به لحاظ معماري خاص آن دانست .اگرنمازگاه را كه شامل محراب نيز است از بناي اصلي جدا كنيم، مربعي به طول 30 متر به وجود مي آيد.

آنچه در ابتدا به چشم ناظر مي خورد، بزرگي و پهناي سردر است كه با ديگر قسمتهاي بنا هماهنگ نيست . ارتفاع سردر دو برابر پهناي آن است اما خطاي چشم در ارزيابي عمودي و افقي آن را مرتفع تر و بلندتر نشان مي دهد . سر در با ويژگيهاي خاص خود به سه قسمت تقسيم شده است ؛ دو پايه بزرگ كه طاق ضربي روي آنها زده شده و در وسط دو پايه محل استقرار درب ورودي است.حاشيه طاق سردر را ستون مارپيچي ممتد تشكيل مي دهد.همه هنرها در كار تزيين اين سردر به كار گرفته .شده است

اين مسجد گلدسته ندارد. احتمالا محل دو گلدسته مسجد در انتهاي دو ديوار جلويي بود، زيرا گذشته از اين كه هيچ گونه محل ريزش ، پايه و پله اي براي صعود به گلدسته در محل نزديك سردر مشاهده نمي شود، تمركز سردر عظيم بادو گلدسته مرتفع ظرافت و عظمت خاصي به بنا مي داد كه با هنر سازندگانش مغايرت داشت و .حتي كمترين اعتباري نمي توانست در معيارهاي معماري داشته باشد



ارگ گوگد

ساخت‌ آن‌ به‌ حدود چهار قرن‌ پيش‌ مي‌رسد.تنها سند مكتوبي‌ كه‌ از اين‌ بنا موجود است‌ متعلق‌ به‌ حدود 130 سال‌ پيش‌ است‌ كه‌ نشان‌ مي‌دهد نصف‌ بناي‌ ارگ‌ توسط‌ شخصي‌ به‌ نام‌ عليخان‌ به‌ عنوان‌ مهريه‌ به‌ همسرش‌ واگذار شده‌ است‌ و از آن‌ پس‌ به‌ عنوان‌ ارگ‌ عليخاني‌ ناميده‌ شده‌ است.ارگ‌ گوگد و شهر گلپايگان‌ در مسير جاده‌ معروف‌ ابريشم‌ كه‌ جاده‌ اصلي‌ تجاري‌ دوران‌ قديم‌ بوده‌ قرار داشتند. در شهر گلپايگان‌ مناري‌ به‌ ارتفاع‌ 18 متر وجود دارد كه‌ در دوران‌ گذشته‌ شعله‌هاي‌ فروزان‌ آن‌ در شبها .راهنمای کاروانیان بوده و به همین مناسبت به فانوس صحرا شهرت دارد

نمایی از سازه های درون ارگ گوگد

ارگ‌ گوگد در زمان‌ صلح‌ به‌ عنوان‌ كاروانسرا مورد استفاده‌ قرار مي‌گرفته‌ و باتوجه‌ به‌ وضع‌ و موقعيت‌ ويژه‌ خود نسبت‌ به‌ كاروانسراهاي‌ مجاور، محل‌ استراحت‌ كاروان‌ تجار سرشناس‌ و يا حاكمان‌ و والي‌هاي‌ ساير ايالات‌ ايران‌ بوده‌ است‌ و حتي‌ به‌ استناد اظهارات‌ افراد مسن‌ شهر گوگد، آقا محمدخان‌ قاجار نيز در لشكركشي‌هاي‌ خود چند روزي‌ را در اين‌ محل‌ استراحت‌ كرده‌ است.ارگ‌ تاريخي‌ گوگد در زمان‌ جنگ‌ و حمله‌ اشرار به‌ عنوان‌ دژ نظامي‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گرفته‌ و در بالاي‌ درب‌ ورودي‌ شمالي‌ قسمتي‌ به‌ عنوان‌ شاه‌نشين‌ وجود داشته‌ است‌ كه‌ هم‌اكنون‌ به‌ عنوان‌ سوئيت‌ ويژه‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد و حوض‌ آبي‌ در اين‌ شاه‌نشين‌ وجود دارد كه‌ هر زمان‌ درب‌ توسط‌ مهاجمين‌ آتش‌ زده‌ مي‌شد محافظين‌ با تخليه‌ آب‌ حوض‌ آتش‌ را خاموش‌ مي‌كرده‌اند.

همچنين‌ سوراخهايي‌ روي‌ ديوارهاي‌ مرتفع‌ وجود دارد كه‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ سيستم‌ امنيتي‌ هشدار دهنده‌ استفاده‌ مي‌شد به‌ اين‌ صورت‌ كه‌ كبوترهايي‌ را در اين‌ سوراخها اسكان‌ مي‌داده‌اند كه‌ شبها با بيقراري‌ و سر و صداي‌ اين‌ كبوتران‌ متوجه‌ ورود مهاجمين‌ توسط‌ قلاب‌ و يا نردبان‌ مي‌شدند. از طرفي‌ چاهي‌ در قسمت‌ جنوب‌ شرقي‌ ارگ‌ وجود دارد كه‌ نشان‌ مي‌دهد براي‌ روزهاي‌ مقاومت‌ فكر آب‌ آشاميدني‌ نيز مي‌شده‌ است. برروي‌ درب‌ ورودي‌ دو دركوب‌ وجود دارد كه‌ بزرگتر را مردكوب‌ و كوچكتر را زن‌ كوب‌ مي‌ناميده‌اند. كه‌ برعكس‌ بقيه‌ مناطق‌ ايران‌ زن‌كوب‌ در سمت‌ راست‌ قرار گرفته‌ است.در ساختمان‌ ارگ‌ وجود بنا در اطراف‌ و فضاي‌ باز در وسط، همچنين‌ وجود طبقات‌ پائين‌ و بالا نشان‌ از معماري‌ كاروانسرائي‌ دارد كه‌ بيانگر رعايت‌ نظام‌ طبقاتي‌ در اجتماع‌ آن‌ روز است‌ به‌ اين‌ صورت‌ كه‌ استر و استربانان‌ در طبقه‌ پايين‌ و در مجاورت‌ هم‌ و بازرگانان‌ و افراد شاخص‌ در طبقات‌ بالا مسكن‌ مي‌گزيده‌اند كه‌ اين‌ فضاها پس‌ از بازسازي‌ هم‌ اينك‌ به‌ عنوان‌ مهمانسرا با امكانات‌ مدرن‌ شامل‌ سوئيت‌هاي‌ زيبا با سرويس‌هاي‌ بهداشتي، رستوران، چايخانه‌ سنتي، فروشگاه‌ و نمايشگاه‌ صنايع‌ دستي، سالن‌هاي‌ مختلف‌ و مجموعه‌اي‌ از مكانهاي‌ تاريخي‌ و تفريحي‌ مورد استفاده‌ .قرار گرفته‌ و همه‌ روزه‌ پذيراي‌ سيل‌ گردشگران‌ ایارنی و خارجی است

معماری زیبای داخل ارگ

 



.کپی برداری از مطالب با ذ کرمنبع و نام وبسایت ایران زمین بلامانع است

All rights reserved

designed by Omid Kashef